ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
294
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
وقتى كه موسى نامهء سليمان را دريافت كرد و آن را خواند ، در جواب گفت : به خدا سوگند ، خيانت ورزيده است و دروغ مىگويد . و او نمرده است . من راه خود را ادامه مىدهم خواه او را ببينم و يا اين كه او از دنيا برود . فرستادهء سليمان نزد وى آمد و او را از سخنان موسى آگاه گردانيد . سليمان نيز گفت : اگر موسى را بگيرم او را به دار مىكشم . وقتى كه وليد از آمدن موسى آگاه شد ، نامهاى براى او فرستاد و از وى خواست هر چه زودتر حركت كند و اگر سليمان را ديدار كرد هر آنچه از جواهرات كه در اختيار دارد از وى پوشيده دارد . وقتى كه موسى انواع طلا و جواهر و ديگر اشياء گرانبها را نزد وليد آورد ، وليد همهء آنها را گرفت و فرمان داد تا آن سفره گرانبها را پاره كنند . و گرانبهاترين نوع جواهرات را به مكه بفرستند و در خانهء خدا نگهدارى كنند . چيزى نگذشت كه وليد از دنيا رفت . خلافت سليمان بن عبد الملك و رفتار وى با موسى بن نصير وقتى كه سليمان بن عبد الملك به خلافت رسيد ، در پى موسى فرستاد . وقتى موسى را ديد سخنان زشتى به او گفت و در ادامه او را چنين تهديد كرد : آيا عليه من كارى را انجام مىدهى و فرمان مرا به كنارى مىنهى ؟ به خدا سوگند گروه تو را مىپراكنم و اموالت را مصادره مىكنم ، آنچه را ديگرى به تو داده است از تو مىگيرم . تو از روى نيرنگ و فريب از خاندان ابو سفيان و آل مروان اين مقام را گرفتهاى . موسى گفت : به خدا سوگند ، امير المؤمنين هيچ گونه ايرادى بر من نمىگيرد مگر اين كه هر چه را كه بوده است به خلفاى پيشين تحويل دادهام . اين كه گفتى عدهء مرا مىپراكنى و اموال مرا مصادره مىكنى ، بدان ، همهء اينها به دست خداست ، و از او يارى مىخواهم . امير المؤمنين را به خداوند سوگند مىدهم اگر كارهايى را كه مىگويد انجام دهد . سليمان فرمان داد ، موسى را در روزى بسيار گرم مقابل آفتاب قرار دهند . گويند ، موسى هيكلى سنگين داشت و در اثر حرارت خورشيد بسيار عراق مىكرد . عمر بن عبد العزيز نيز شاهد مجازات موسى بود ، موسى از هوش رفت . عمر بن عبد العزيز گفت : هيچ روزى همچون امروز من دچار اندوه نشدهام ، چرا موسى را اين طور مجازات مىكنى ؟ آن فتح و پيروزيها تنها به دست وى صورت گرفته است . سليمان نگاهى به عمر بن العزيز كرد و گفت : اى ابو حفص ، او از تحت فرمان من بيرون رفته است .